close
تبلیغات در اینترنت
موسی عصمتی
تبلیغات

شبیه رودکی:

شبیه رودکی:

شبیه رودکی

 

آیا شما، نشانه ای از من ند یده اید ؟

کوهی  درست رو به شکستن ندیده اید؟

رودی بدون فرصت برگشت تا ابد

آرام و سر به زیر و فروتن ندیده اید؟

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,

هم قافیه الاغ (شعر سپید)

هم قافیه الاغ (شعر سپید)

علف ها

زمانی رنگشان میپرد

که

باغ با الاغ قافیه شود

 

شاعر:موسی عصمتی

 



برچسب ها : ,,,

چوپان چه شده کسی چرا یارش نیست(رباعیات)

 

چوپان چه شده کسی چرا یارش نیست


نی مثل گذشته باز غمخوارش نیست


خوردند تمام گرگها را دیشب 

 

چوپان به خدا دروغ در کارش نیست 


 




برچسب ها : ,,,

من تشنه ام و آب دلم می خواهد(رباعیات)

 

من تشنه ام و آب دلم می خواهد


یک جرعه ی مهتاب دلم می خواهد


گل کرده غم کودکیم ای مردم

 

یک سرسره یک تاب دلم می خواهد




برچسب ها : ,,,

این کودکی(رباعیات)

 

این کودکی انگار مرا می خواند


از دور چه بسیار مرا می خواند


با سوت قطار باز بر می گردم


دهقان فداکار مرا می خواند



برچسب ها : ,,

یک عالمه شعر ناب(رباعیات)

 

یک عالمه شعر ناب بودن خوب است


همزاد نجیب آب بودن خوب است


من از تپش ستاره ها فهمیدم


هم سایه ی آفتاب بودن خوب است

 



برچسب ها : ,,

سیمرغ‌های معاصر

سیمرغ‌های معاصر

 

 

برای زائران پیاده حریم رضوی

"سیمرغ‌های معاصر"
از بلخ و حوالی کدکن رسیده‌اند
اینان که از مسير تو بامن رسیده‌اند
بالی شکسته مثل همین قلب‌هایشان
از ابتدا برای شکستن رسیده‌اند
یا از مسیر صبح نشابور می‌رسند

....



برچسب ها : ,,,

تخته سنگ

تخته سنگ

"تخته سنگ"

جاده ای دوباره در مه   جاده ای اسیر رفتن
جاده ای بدون مقصد   من و این تب رسیدن
من و این هوای دلگیر   من و این مسیر خسته
من و این غروب تردید   بین رفتن و نرفتن
چتر پرشکسته ام باز   شرمسارِ دو سه سوراخ
نقش های سردِ تاریخ   لا به لای شال گردن

....



برچسب ها : ,,,

گل نیلوفر

گل نیلوفر

" گل نیلوفر"

مثل یک کودک تبدار، گل نیلوفر
می رود تا لب دیوار، گل نیلوفر
رنگ سرسبز ترین حال و هوا در او نیست
به گمانم شده بیمار، گل نیلوفر...



برچسب ها : ,,

قفس

قفس

"قفس"

دست تقدیر بر این بود که پس برگردیم
مثل یک قافله بی برگ و جرس برگردیم
ما که اندیشه ی پرواز عقاب از ما بود
چاره ای نیست به جز این که مگس برگردیم....



برچسب ها : ,,,

اخراج پرستوها

اخراج پرستوها

"اخراج پرستوها"

خاک بودیم، فقط خاک، اساطیر شدیم
سمت سرسبز ترین باغ، سرازیر شدیم
سفره ی عاطفه وا بود خدا می خندید
سر این سفره نشستیم نمک گیر شدیم....



برچسب ها : ,,,

مرگ آتشفشان

مرگ آتشفشان

"مرگ آتشفشان"

تو کلیمانجارویی
و کوه را
نمی توان تشییع کرد
تو مدیترانه ای
از جنوب افریقا
نه، دریای سیاهی
با کشتی هایی که
سیاهان را
به افریقا می رساند

...



برچسب ها : ,,,,,

ماهاتما گاندی (mahatma gandhi)


تاج محل را دوباره بایست
و یک بار دیگر
خودت را عمیق تکرار کن
از فرات تا اقیانوس هند
از کربلا تا بنارس را
دوباره قدم بزن
جیب هایت را



برچسب ها : ,,,,,,,,,

شعر دلم كه مي گيرد:

دلم كه مي گيرد

بيا غزل به سراغم دلم كه مي گيرد

پرنده باش به باغم دلم كه مي گيرد

پرنده اي كه بيايد شبيه يك باران

به خشكسال اتاقم دلم كه مي گيرد

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,

نفس شال شما

 و خراسان ،دلش از اين همه غم آكنده است

از شما، از همه ي آينه ها شرمنده است.

و خراسان ،نه خراسان كه غروبي تلخ است.

مثل يك مولوي رانده شده از بلخ است

.. ... ..



برچسب ها : ,,,,

درياها

هلا زلال زمين،آبروي درياها.

تهي شد از،نم و باران،سبوي درياها.

چگونه از تو بگويم كه بغض خواهد كرد

 



برچسب ها : ,,,

آيه ي جاري

آيه ي جاري

 

ياد آن روز پر از لهجه ي انجير بخير                              ياد آن روز ِ پر از روح اساطير بخير

 

ياد آن روز كه در دشت نمك گير شدي                            ضرب در آينه ها اين همه تكثير شدي

 

بركه ها حسرت دريا شدنت را خوردند                             رودها نام صميمي ِتو را مي بردند

 

بعد از آن بود كه تو چشمه كه نه رود شدي                       آن چه سرشارترين پنجره فرمود شدي

 



برچسب ها : ,,,

شعر اتوبوس شب:

 

اتوبوس شب

 

صلواتی بلندتر از پیش ،اتوبوسی که راه می افتد

اتوبوسی که راه می افتد، اشک از چشم...آه می افتد.

های و هوی غریب پایانه

 و غروبی که سهم خورشید است

باز در قاب آسمان شب

بی گمان عکس ماه می افتد

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,,,

شعر یا کریم:

 

یا کریم

روي اين كوه كسي هست كه مي خواندمان

باز هم هم نفسي هست كه مي خواندمان

روي اين كوه مزاري ست پر از نيلوفر

مرقد سبز بهاري ست پر از نيلوفر

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,

شعر شوريجه

شعر شوريجه

شوريجه

مي گويند

حالا ديگر بزرگ شده اي

قد كشيده اي

آن قدر كه

دست هاي كودكي ام

به شانه هايت نمي رسد

 

ادامه مطلب ...

 



برچسب ها : ,,,,,,,,,

درخت

 

درخت

درخت خسته ي دشتم پراز غروب سكوتم

پريده اند دوباره پرنده هاي قنوتم

هنوز زخمي دشتم تبر تبر هيجانم

شبيه كوچ شهابي پر از جنون سقوطم

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,,,,

شعر از سمت پنج راه:

 

از سمت پنج راه

اين جا به كار شعر و غزل دست مي زنيم        اين شيشه را به نام شما بست مي زنيم

 ما جز به آستان شما دل نمي دهيم                 وقتي كه لاف، اين همه ساده است مي زنيم

وقتي كه راه، سمت خدا باز ميشود                 حتما سري به كوچه ي بن بست مي زنيم

« يك دست جام باده ويك دست جانماز            از، اين قبيل باز اگر هست مي زنيم »

از سمت راه آهن واز سمت پنج راه               آقا فقط مسافر در بست مي زنيم

آقا فقط مسافر در بست مي زنيم                    از، اين قبيل باز اگر هست مي زنيم

*****

در جشنواره تان، صلواتي نمي وزد               پايان شعر ها ،همگي دست مي زنيم




برچسب ها : ,,,,,

شعر چشم هایم:

 

چشم هایم

 

این گوسفندان خسته

طعم  هیچ علفی را

به یاد نمی آورند

 چشم هايم ,

این گوسفند های

گرسنه

تشنه

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,,

شعر دو تار:

 

دو تار

 

فصلی برای آمدنم بی قرار باش ,

 

یک چشمه دشت باش و کمی هم دچادر باش .

 

من چون کلاغ گنگ و سیاهم که دیده ای

 

اندیشه های لال مرا غار غار باش

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,

شعر عصای سفید:

 

 

عصاي سپيد

 

وقتي

از خانه بيرون مي زنم

عصاي سفيدم دستم را محكم مي گيرد

تا

رو سياه جاده ها  نباشم

 

ادامه مطلب ...

 



برچسب ها : ,,,,,

شعر کاخ بلند:

کاخ بلند

تقدیم به فردوسی بزرگ

و پیش از تو این بحر،یک قو نداشت

فعولن فعولن هیاهونداشت

وسقف حماسه ترک خورده بود

وحتی،یکی دو پرستو نداشت

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,,,,

شعر من تشنه ام:

من تشنه ام

به یاد چوپان و دروغ هایش، دهقان و فدا کاری هایش و سارا و انار هایش.

 

اززنگ اولي كه نشستم در اين كلاس

گل بود و سبزه بود وخدا باكمي سپاس

باباكه آب داد ولي نان نداشتيم

اين داشتيم آه ولي آن نداشتيم

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,,,,,

مادر

مادر

مادر

تقدیم به روح مادرم

 

ديريست طعم چشمه ي اين جا عوض شده ست

بي تو ،غروب دهكده حتي عوض شده ست

در خانه مان كه عطر صداي تو مي شكفت

با يك صداي مثل هيولا عوض شده ست

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,,,

گردنبند

گردنبند

چگونه  با قلمي سر شكسته بنويسم

و در شروع غزل،خسته خسته بنويسم

چگونه بعد غديري كه آب ها  گل شد

از اين قبيله از اين دار و دسته بنويسم

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,

خدا بخیر کند

خدا بخیر کند

 

و باز تشنه ی رودم خدا بخِیر کند

منی که تشنه نبودم  خدا بِخِیر کند .

منی که بال و پرم ریخت بعد کوچ عقاب

دوباره بال گشودم خدا بِخِیر کند .

 

ادامه مطلب ... 



برچسب ها : ,,,,,

گیتار میزد

گیتار میزد

تقدیم به محمد کاظم کاظمی

 

  در کوچه دیشب یک نفر گیتار میزد

میرفت امّا تا سحر گیتار میزد .

اشکی که از پامیر جاری شد به این دشت

چون رود در حال سفر گیتار میزد .

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,,,,,

شعر چلچله ها

چلچله ها

 

آقا سلام ماكه سر انجام بد شديم

در امتحان آخر خرداد رد شدیم

آقا سلام خسته و دل گير آمديم

شرمنده ايم باز اگر دير آمديم

ما گم شديم پشت هياهوي سالها

آن سوي تلخ حادثه  آن سوي سالها

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,

شعر بنگی:

شعر بنگی:

شعر بنگی

 

بنگي شخصيتي ست آن قدر ساده و بي خبر از همه چيز که اهالي روستا ي ما بنگي و ديوانه اش مي خوانند

چندي پيش به طور ناگهاني گم شد. اورا در خانه سبز وابسته به بهزيستي در مشهد پيدا كردند و به روستا باز گرداندند. تقديم به او و بنگي هاي نجيب دنيا. 

 

 

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,,

شعر نرخ نان:

نرخ نان

 

 اینجا هوای کوه و بیابان عوض شده ست,

آواز های سمت درختان عوض شده ست .

برگشتم از هزاره ی ما قبل هر چه سنگ,

دیدم که نصف باور انسان عوض شده ست .

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,

Podcast شعر ایران و جهان:

دانلود شعر صوتی

شاعران مطرح ایران و جهان

با صدای پریا کشفی

Podcast شعر

برای مشاهده لیست و دانلود اینجا کلیک کنید



برچسب ها : ,,,,,,,

قالی

قالی

نشست تا بنوازد دوتار قالي را ،

و نُت به نُت بنويسد خطوط خالي را .

نشست تا بزند بر طلوع گنبد شهر ،

شعاع خاطره را ، رنگ پرتقالي را .

كه رنگ رنگ شود قالي سليمانش ،

كه تا در اوج ببيند شكسته بالي را .

...



برچسب ها : ,,

شعر حرف آخر جنگل

حرف آخر جنگل

وقتي تمام جاده گرفتار سنگ بود                               

رفتن,از این مسیر پر از سنگ,ننگ بود

وقتي كه دست آبي باران نمك نداشت                          

دل دل نبود ، حجم فراوان سنگ بود

اينجا اگرچه دست كمانگيرمان شكست                        

تيمور لنگ نيز در اين صحنه لنگ بود

...



برچسب ها : ,,

شعر زبان ایل:

زبان ایل

 انگار هیچ گاه مسافر ندیده اند

یا لااقل غریبه ی شاعر ندیده اند

اینان که  سمت چلچله ها سنگ می زنند

حتماً پرنده های مهاجر ندیده اند

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,

قاصدک

با کوله باری از بغض

از خشکسال آواز لب هایمان ترک زد

دیشب به جای چوپان یک گرگ نی لبک زد

شاید شنیده باشید از بس که چشمه تشنه است

لبهای کوزه  هامان تا باز شد ترک زد

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,,,,

شعر قافیه لال:

قافیه لال

ديروز كه نه، هفته كه نه، سالي كه...

 من بودم وانتظاردرحالي كه...

باران نگرفته بود ومن ميرفتم

با چتر وعصا وعينك وشالي كه...

 

ادامه مطلب ...



برچسب ها : ,,,
ليست صفحات
تعداد صفحات : 2
.