close
تبلیغات در اینترنت
اخراج پرستوها
تبلیغات

اخراج پرستوها

اخراج پرستوها

"اخراج پرستوها"

خاک بودیم، فقط خاک، اساطیر شدیم
سمت سرسبز ترین باغ، سرازیر شدیم
سفره ی عاطفه وا بود خدا می خندید
سر این سفره نشستیم نمک گیر شدیم
ولی انگار نمکدانِ سر سفره شکست
بعد از آن از خود و از ثانیه ها سیر شدیم
      *   *   *
و خدا حکم به اخراج پرستو ها داد
روی مشکوک ترین گستره تکثیر شدیم
دست قابیلیِ ما گور سیاوش را کَند
این چنین بود که ما دست به شمشیر شدیم
این چنین بود که در کوچه ی سرگردانی
مثل یک برگِ فرو ریخته تحقیر شدیم
این چنین بود که از قافله ها جا ماندیم
این چنین، بود برادر که زمین گیر شدیم.

 

"موسی عصمتی"



برچسب ها : ,,,
بخش نظرات

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.