close
تبلیغات در اینترنت
محکوم
تبلیغات

محکوم

محکوم

محکوم

تقدیم به دوستان نابینا
به بهانه 23 مهر

در جاده ای تاریک
با ستارگانی خاموش
محکومم
که عینک دودی بزنم
و عصایی به دست بگیرم
تا
پانزده اکتبر هر سال
روز نامه ها مرا
باخطی بر جسته بنویسند
                               ******
محکومم
که عقاب های چشمانم
به لانه برنگشته باشند
و گنجشکان
در جای خالی آن ها
تخم بگذارند
و مرثیه بخوانند
برای
پرهایی که ریخته است
برای
عقاب هایی که دیگر نیست 
                                                  *****
 
محکومم
به چاله های شهرداری
با دست و پای زخمی
در نزدیکی خیابانی که
از چاه های عمیق شهردار
رونمایی میشود
***
محکومم
به سر شکستگی
در مقابل داربست ها
وقتی راه که نه
دارِ مرا بسته اند
و من
با سیلیِ  دار بست ها
صورتم را سرخ میکنم  
***
 
محکومم
به  عصایی که سفید است
و حال اژدها شدن ندارد
و گاهی
درگذر از جوی حقیر
رو سیاه میماند
***
محکومم
به ایستادن طولانی
کنار خیابان
وقتی که عجله ام
زیر سر هیچ شیطانی نیست
 
محکومم
دوچرخه ی توی پیاده رو را
جعبه ی جلوی مغازه را
تنه بزنم
بیندازم
دو بار عذر بخواهم
دو بار
کوری
مگر نمی بینی
را لبخند بزنم
                          *******
محکومم
روزه ی سکوت بگیرند
بعضی ها
وقتی از کنارم می گذرند
و
در فلکه ی راهنمایی
سوال هایم
از رهگذران عجول
به مقصدی نرسد
محکومم
چهره ی مادرم را
از یاد برده باشم
و
عکس معصوم دخترکانم
از آلبوم خاطراتم
برداشته شده باشد
و من
محکومم
که محکوم بمانم
بی هیچ تجدید نظری
به جرمی که
نمی دانم
و به گناهی که...

موسی عصمتی



مطالب مرتبط
بخش نظرات
این نظر توسط سجاد علی نیا در تاریخ 1392/9/17 و 17:33 دقیقه ارسال شده است

سلام اقای عصمتی خیلی شعر قشنگی هست به قول سجاد سودانی برای چی سر کلاس نمیخونینشکلک

این نظر توسط سجاد سودانی در تاریخ 1392/9/15 و 11:26 دقیقه ارسال شده است

سلام اقای عصمتی وب قشنگی داره خیلی شعرت باحالن چرا سر کلاس نمیخونی؟؟
به هر حال من لینکتون کردم خواستی مارو لینک کن
موفق باشیشکلکشکلک

این نظر توسط حسین آگاهی در تاریخ 1392/9/13 و 22:03 دقیقه ارسال شده است

خیلی شعرتون محسوس و عینیه و این بالاترین امتیازی است که کار شما داره.

این نظر توسط alireza در تاریخ 1392/9/12 و 23:34 دقیقه ارسال شده است

تبریک میگم خیلی زیبا بود ولی دل ما گرفت! شکلک

این نظر توسط یاقوتیان در تاریخ 1392/9/12 و 23:07 دقیقه ارسال شده است

ماهیان از آشوب دریا به خدا شکایت بردند، دریا آرام شد ... و آنها صید تور صیادان گشتند. آشوب های زندگی حکمت خداست. از خدا دل آرام بخواهیم نه دریای آرام...
شاد باشید


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.