close
تبلیغات در اینترنت
چوپان ها
تبلیغات

چوپان ها

 

 چوپان ها

باز هم نيلبك و زمزمه ي چوپان ها ،

برّه ها ، بوي علف ، همهمه ي چوپان ها .

مثل يك مزرعه جاري پنبه ، آرام

ميرود تا دل صحرا رمه ي چوپان ها.

مثل يك تشنه كه از راه رسيده ست به آب،

چشمه سيراب شد از قمقمه ي چوپان ها.

ردّ پاي گله اي تلخ هميشه باقي است ،

در افق هاي نگاه همه ي چوپان ها.

گرگ اندوه بزرگي است به اندازه ي كوه ،

پشت تبدار ترين واهمه ي چوپان ها.

باز انگار همين گرگ اجل برگشته ،

مي خورد خون دل از جمجمه ي چوپان ها .

گوش كن آينه را مي شنوي از آن سو ،

از غم نيلبك و زمزمه ي چوپانها .



برچسب ها : ,,
بخش نظرات
این نظر توسط فرشید در تاریخ 1393/10/12 و 12:52 دقیقه ارسال شده است

. موفق باشید آقای عصمتی شعرتون با احساس و قشنگ بود

این نظر توسط جواد کامرانفر در تاریخ 1392/10/3 و 9:45 دقیقه ارسال شده است

شعر چوپانها خیلی جالب بود ما را بیاد بچگی هامان انداخت اقا موسی به اصطلاح محلی دمت گرم ایول نشون دادی که اصالت را فراموش نکردی دمت گرم


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
.